A+ A A-

57303083

مسءءءول
من از خودم جیبم خجالت کشیدم

 

خسرو امیرحسینی

رفتم به سفارش خانه، قند و شکر بخرم كه به افطار چاي را تلخ نخورند .

من قند دارم آنهم از نوع انسولین ! پس نیازم نیست ولی اهل خانه چون روزه دارن پس واجب .
روبروي دفتر نشريه یک تعاونی هست که باورمان باشد ارزان فروش است و ما مشتری آن .
تا به فروشنده سفارش نیم کیلو قند و نیم کیلو شکر دادم گويي رازي نهان درميانمان جاري باشد آهسته در گوشم گفت استاد بعد ظهر بیایید؟!
بعدالظهر به پيشش رفتم تا مرا ديد از پايين قفسه پشتش یک بسته پیچیده در لفافه‌ای بدستم داد و در سكوت به صندوق اشارت
كه فقط برو ... ومن خوش باور با باور همان قيمت ديروزين در جيب پای صندوق هر چه گشتم مقدار درخواستی امروزين نبود !!!!
خدا پدر صندوق دار هم بيامرزد كه به موي سپيد مانگاه كرد و بمن این فرصت داد تا بروم و پول یافت کنم .
" قند کیلو ده هزار و پانصد و شکر كيلوبي نه هزار و شش صد
تومن "
هم از جیبم هم از خودم هم از تو مسءول برای بی پولی و گران شدن و نداشتن قدرت خرید و تنگنا در روزگاران مردم سرزمينم گله دارم.

پسرم فوق لیسانس روزنامه‌نگار ی به چه کارت آید و عاقبتت باشد وقتي باباها بعد پنجاه سال كار فرهنگي و مطبوعاتي عاقبتشان اين است. بابا برو مقام شو كه در اين سامان شعار بيش از شعور ارج باشد......

✍️ خسرو اميرحسيني

Visit the best review site bbetting.co.uk for Bet365 site.