تئوریسینهای مدافع نظام این روزها با مشاهده شلوغی جادههای شمال یا صفهای طولانی رستورانها، تلاش میکنند آن را نشانهای از رفاه عمومی معرفی کنند. اما اقتصاد را نه با ازدحام جاده میتوان سنجید و نه با شلوغی کافهها؛ اقتصاد علم شاخصها و دادههاست، نه روایتهای شاعرانه و تصاویر سطحی.
برای درک بهتر، باید به تاریخ برگردیم. در سال ۱۹۳۰، در اوج رکود بزرگ آمریکا، میلیونها نفر بیکار و بیخانمان بودند. در همان شرایط بحرانی، پدیدهای عجیب رخ داد: فروش لوازم آرایش لوکس، بهویژه رژ لب، بالا رفت. اقتصاددانان این تناقض را چنین توضیح دادند: وقتی مردم توان دسترسی به لذتهای بزرگ (خانه، ماشین، سفر) را از دست میدهند، به لذتهای کوچک و در دسترس پناه میبرند. خانهای نمیتوانستند بخرند، اما میتوانستند یک رژ لب بخرند؛ سفری طولانی در دسترس نبود، اما یک فنجان قهوه یا کالای کوچک میتوانست لحظهای شادی بیاورد. همینجا بود که اصطلاح «Lipstick Index» یا «شاخص رژ لب» وارد ادبیات اقتصادی شد: رونق دلخوشیهای کوچک در دل بحران بزرگ.
اکنون ایران در موقعیتی مشابه قرار دارد. آنچه برخی «نشانه رفاه» میدانند، در واقع بازتاب همان «اثر رژ لب» است. شلوغی رستورانها یا ازدحام جادههای شمال سندی بر توان اقتصادی نیست؛ بلکه نشان میدهد جامعهای که توان خرید خانه، تعویض خودرو یا سفر باکیفیت ندارد، به لذتهای کوچک پناه میبرد. حتی بسیاری از رستورانها در حاشیه شهر سالهاست تعطیل شدهاند و ازدحام بیشتر در رستورانهای مناطق میانی شهرهاست، جایی که خانوادههای تحت فشار اقتصادی برای خرید همین شادیهای زودگذر جمع میشوند.
اما موضوع فقط به خریدهای کوچک ختم نمیشود؛ سقوط استانداردها در سبک زندگی و سفر نیز به چشم میآید. سفر، در معنای واقعیاش، تجربهای آبرومند و با کیفیت است. امروز اما در بسیاری از شهرها، سفر یعنی پهن کردن تشک در پیادهرو، سد کردن راه مردم محلی یا آویزان کردن لباس در پارکها. این نه تنها تصویری از فقر، بلکه نشانه فروپاشی نظم اجتماعی و عادیسازی شرایط حداقلی است.
فقر میتواند امکانات را محدود کند، اما نباید بهانهای برای عادت کردن به حداقلها شود. مسافرت آبرومند با استانداردهای متوسط، حق همه مردم است. پایین آمدن از این حق یعنی پذیرش یک زندگی بیکیفیت؛ یعنی زنده ماندن، نه زندگی کردن. اگر نظم اجتماعی و شأن انسانی قربانی فقر شود، جامعه در سراشیبی خطیری قرار میگیرد.
شاخصهای واقعی اقتصاد ایران تصویری کاملاً متفاوت ارائه میدهند: تورم افسارگسیخته، سقوط درآمد سرانه، نابودی پسانداز خانوار، ضریب جینی که شکاف طبقاتی را عمیقتر نشان میدهد، و گسترش خط فقر. اینها دادههای رسمیاند، نه برداشتهای سطحی. در جهانی که اقتصاد را با شاخصهای کلان میسنجند، تنها در روایت مدافعان وضع موجود است که شلوغی جادهها یا رستورانها میتواند «معیار رفاه» باشد.
آنچه امروز در ایران جریان دارد، نه بازگشت رفاه، بلکه همان داستان «اثر رژ لب» است: رونق لذتهای کوچک به جای زندگی واقعی. این رونق، رونق فقر است؛ رونق دلخوشیهای موقتی و بیدوام. جامعه در حال جان کندن است و برای فرار از واقعیت تلخ، به شادیهای کوچک چنگ میزند.
حمیدآصفی
پایگاه خبری و تحلیلی اقتصاد و بیمه اخبار ، مجامع و تحلیل بورس ، بانک و بیمه