سالها پیش دعوت شدم به یک جمع آتش نشان ها
با اینکه آن سالها گذرم از میدان حسن آباد هر روز بود و در شمال غربی میدان به سکوی آتش نشانی توجه چندان نمی داشتم تا حضور در آن اجلاس،
فردای آن روز در صفحه اول مطبوع بنوشتم:
آتش نشانی یک دانشگاه است.
دو دهه زان باور بگذشت در خانه مسکونی شاهد برون شد آتش در ساختمان پلاسکو شدم..
همسایه بود، همراه خانم به صحنه رسیدیم
ساختمان پلاسکو در جوار سفارتین ترکیه المان ، انگلیس و روسیه
برایم بنا به حرفه کاری ام حضورم لازم بود با اینکه با خانم اول رفتیم به یاری آقای ملکی
دید گفت: برو طبقه دوم آن ساختمان
شهر دار، بقیه….
یک هفته از نزدیک شاهد بودم نقش آفرینان، آتش نشان ها را، به سلامت با یک شیلنگ به دل آتش می زد و دیدم سوخته اش را، آتش نشان دیگر به دوش آورد.
پایتخت کشور یک نردبام شش طبقه برای حادثه نداشت ولی مردان کار که عرض کردم
هر یک دانشگاهی در علم و عمل جان بر کف به قلب آتش زدند و جانها نجات دادند.
روزتان مبارک
خسرو امیر حسینی

پایگاه خبری و تحلیلی اقتصاد و بیمه اخبار ، مجامع و تحلیل بورس ، بانک و بیمه