پنج‌شنبه 4 تیر 1405

پرند و چرند! شهر سوخته!

سیصد سال پیش در ۱۸ دی ۱۴۰۳ شمسی (سه‌شنبه ۷ ژانویه ۲۰۲۵میلادی)، چند روزی مانده به ورود دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور منتخب آمریکا به کاخ سفید، در بخشی از ایالت کالیفرنیای آمریکا و هالیوود و منطقه پولدارنشین لس‌آنجلس که بیشتر سلبریتی‌ها و ثروتمندان دنیا و ایرانی‌های بیشماری آنجاها ساکن بودند، آتش‌سوزی گسترده‌ای رخ داد که مهارش با باد و طوفانی که همزمان و پی‌درپی می‌وزید، غیرممکن شد و طی چند روز، از آن همه ویلاها، آپارتمان‌ها و ماشین‌های گران‌قیمت، جز خاکستر و خرابی، چیزی باقی نماند.
آن زمان بین کشور آمریکا و حکومت
آخوندی ـ مذهبی جمهوری‌اسلامی ایران چهار دهه و نصفی شکرآب بود و به‌ویژه که اسرائیل با کمک آمریکا، نیروهای نیابتی جمهوری‌اسلامی و رهبرانش را در غزه و لبنان ترکانده بود و رژیم دیکتاتوری بشار اسد تحت حمایت
رژیم ایران در سوریه نیز با پشتیبانی آمریکا، ترکیه و اسرائیل از اپوزیسیون مسلح، سرنگون شد و احمد الشرع یا همون احمد الجولانی متحول و جدا شده از القائده، حاکم موقت دمشق تا تشکیل دولت رسمی شد؛ بنابراین علی مونده بود و حوضش و باید انتقام سخت، شاید با نام وعده صادق ۳ را که تاخیر شده بود و امت اسلامی درخواست عملی شدنش را داشتند! می‌گرفت و … سر عمدی و غیرعمدی بودن این آتش‌سوزی بزرگ نیز بحث بسیار بود و وزنه «دست داشتن عوامل حکومت ایران» در آتش زدن شهر، به‌رغم ابراز همدردی دولتمردان ایران با مردم آمریکا، سنگینی می‌کرد اما از این طرف، می‌گفتند کار، کار کارماست و کشوری که به کمک اسرائیل کودک‌کش در غزه و لبنان می‌رود، سزایش بیشتر از این ۱۵۰ میلیارد دلار خسارت آتش‌سوزی و چند کشته و مفقودیست! و همچنین تحلیل‌های متوهمانه دیگری مبنی بر اینکه خود حاکمان آمریکا شهر سنتی لس‌آنجس را عمدا به آتش کشیدند تا شهری مدرن بر خرابه‌هایش بسازند، از سوی رسانه‌های تندروی رژیم ایران ابراز می‌شد که زرد و آبکی بود……
کلهم فضای اتهام‌زنی از هر دو سو در حد فینال جام‌جهانی بود اما مباحث علمی از تغییرات آب و هوایی و خشکسالی و … هم بود که گفتمان منطقی‌تری برای علت بروز حوادث طبیعی و آتش‌سوزی به نظر می‌رسید… .
ناگفته نماند، در آن دوره، آدم مالیخولیا و اوسکلی به نام «مرتضی فخری» بود که این رویدادها را ثبت می‌کرد؛ برای چه؟ چه بدانیم! متاسفانه ایشون، پدربزرگ پدر عموی پدرجد پدر من که هم‌نامش هستم، بود و خیلی از آرزوهایش مانند زندگی در دنیای آزاد را به گور برد و اگر می‌ماند و می‌دید که هفت نسل بعدش، در حالی که مردمان دیگر کشورها تعطیلات آخر هفته را به کره ماه و مریخ و دیگر کرات کهکشان راه شیری می‌روند، اما ما مردم همیشه در صحنه هنوز برای برآوردن آرزوهای بهبودی و معیشتی خود، به در و دیوار مشبک امام‌زاده‌های قدیم و جدید دخیل می‌بندیم، هزار بار دیگر سکته می‌زد و می‌مرد!
پایان ـ مرتضی فخری

همچنین بررسی کنید

شاهکار مدیریت نخبه داروسازی زاگرس فارمد پارس | تحقق اهداف تولیدی با اتکا به توان تولید داخلی

مجمع عمومی عادی سالیانه صاحبان سهام شرکت دارو سازي زاگرس فارمد پارس – نماد: ددام راس ساعت …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *