پنج‌شنبه 4 تیر 1405

پرند و چرند! پایان مدیر عامل!

پرند و چرند!

پایان مدیر عامل!

چهارشنبه هشت اسفند ۱۴۰۳ در شرکت گارانتی که چند ماهی، از بامداد تا چهار پس از ظهر به کار مشغولم، خانم همکاری را که در بخش اداری، بسیار مهربان و خوش‌برخورد است، در بیرون شرکت و سالن طبقه چهار پاساژ، گریان و نالان دیدم و پرسیدم: خدا بد نده؛ چیزی شده؟

با همون حال گریه، در یک جمله خبری کوتاه و ساده گفت: آقای «س …»، مرد!

آقای «س»، مدیرعامل و رئیس شرکت! سنش به ۴۵ هم نمی‌رسید اما با کوله‌باری از تجربه، تجارت و صادرات و واردات کشور و خاورمیانه و فراز و فرودها و افت و خاست زندگی خودش! پس از چند سال بحران که گریبان‌گیرش شده بود، تازه توانسته بود از همه سختی‌ها وارَهَد و نفسی به فراغ بِکِشد اما گویا گذشته‌های تیره ـ همچنان که همراه همه‌ است! ـ و اندوه و ـ شاید ـ افسردگی! این‌ بار قوی‌تر، چنگ بر قلب دردمندش انداخت و سکته، نقطه پایانی بر همه هستی‌اش گذاشت.

جز تیم ما لیبل گارانتی‌زن‌ ها که تازه استخدام شرکت شدیم، همه همکاران و زیردستان آقای «س»، مانند ابر بهار می‌گریستند؛ به ویژه خانم‌ها که همه احساسات‌شون، دم دست‌شونه! و در این باره، به قولی «اشک‌ شون، دم مشک‌شونه!» و به راحتی بروزمی‌ دن!

از یک زاویه دید، میشه گفت آقای «س» در اوج خداحافظی کرد! و کار نیمه‌تمامی نگذاشت و با کمک معدود شرکا، کاشت و گذاشت و رفت و پس از این، برداشت دسترنج شرکت می‌ماند و ثمره عمری رنج برای وراث!

خدایش، بیامرزاد!

ـ اگر خدایی هست.

و

روحش جاودان خرم و شاد باد!

ـ اگر دنیای پس از مرگ و روحی بود!

پایان

 

مرتضی فخری

همچنین بررسی کنید

خداحافظی محمد شریعتمداری با هلدینگ خلیج

به گزارش پایگاه خبری اقتصاد و بیمه، محمد شریعتمداری، مدیرعامل هلدینگ خلیج فارس، بر اساس …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *