محسن . آ
قد کوتاه و رو به متوسط، موهای جوگندمی به بالا شانه خورده و چهره سرخ و همیشه تراشیده یا کممو و بینی کمی توپی و گوشتی که گاه عینکی طبی روی آن جاگیر میشود، با کفش و لباس اغلب اسپرت و روشن، کل فوندانسیون این جوان پا به ۴۸ سالگی گذاشته را نشان میدهد که از بیپولی و تنهاییاش گلهمند است و از حسرت ازدواج و نداشتن امکانات تشکیل یک زندگی ساده متاهلی، نالان! که البته مانند همه، تا مرتکب حماقت ازدواج و دغدغههای صدچندان اقتصادی و مسئولیتهای سخت و سنگین پس از آن نشود، قدر این عافیت و آزادی مجردی کنونیاش را نخواهد فهمید و دانست!
اهل لرستان هست و تحصیلکرده هنر و کارگردانی که به امید کارحرفهای و زندگی مستقل، از امکانات خانه پدری در شهرستان دور شد و به تهران آمد و اتاقکی در خانه قدیمی شلوغ پرمستاجر اجاره کرد و یکی دو مستند ساخت اما نداشتن حامی
و سرمایه تولید فیلم، همچون خیلیهای دیگر، او را هم بیکار کرد و کاری دندانگیر هم مناسب حرفه و تحصیلش پیدا نکرد و با کارهای هرازگاهی متفرقه و پارهوقت
فروشندگی لباس و … به کل، از هدف و مقصودش دور شد و به روزمرگی و گنجشکروزی خو گرفت و پای ثابت شرکت در مراسم و همایشهای فرهنگی و مذهبی و نمایشگاههای گوناگون ملی و بینالمللی برای گرفتن نذورات و هدایا و کادوها و استفاده یا فروش آنها برای گذران زندگی خود شد. تنها بهرهاش، عضویت در صندوق هنر و همچنین خانه سینما و استفاده از بیمه و اندک مزایای این دو نهاد فرهنگی است و دیگر هیچ؛ نه وامی و نه تسهیلاتی برای فیلمسازی و نه …!
عکس پروفایل واتساپ او، اغلب مصطفی چمران و دیگر شهدای جنگ هشت ساله با عراق هست! ـ گرایشهایی نوستالژیک به دوران و آدمهای ایدئولوژیک گذشته! ـ و امشب که از اداره درآمدم، پیامش را دیدم که خبر درگذشت بهرام بیضایی، نویسنده و کارگردان سرشناس هنرهای نمایشی و سینما را پست گذاشته بود.
نوشتم: بله، نامش ماندگار و جاوید! همین الان خبرش رسید و جایگزین خبر دیگری در روزنامه، کار کردیم… مرگ هنرمند برجسته ایرانی در آمریکا، پس از یک دهه و اندی مهاجرت ناخواسته ـ همچون بسیاری دیگر!ـ درست روز تولدش(۵ دی در کالیفرنیا/ ۶ دی ۱۴۰۴ ایران) و روز «نمایشنامهنویس».
پرسید: راستی، از ترانه علیدوستی چه خبر؟ میگن مستندش ترکونده!
ـ ترکوندن که مال قیمت سکه و طلا و ارز و مواد خوراکی و غیرخوراکی و اجاره خونه و آپارتمان و زمین و دارو و همه چیز زندگی بنی بشر ایرونی و دروغ و بچاپ، بچاپ و بخور، بخور این قوم بدتر از مغول و کلاندزدهای کهنهکار و نوکیسگان و حرومزادههاست! اما ترانه رو باید خوند! تو هم خواستی بخون؛ برات خوبه!
پایان ـ مرتضی فخری
همچنین بررسی کنید
خداحافظی محمد شریعتمداری با هلدینگ خلیج
به گزارش پایگاه خبری اقتصاد و بیمه، محمد شریعتمداری، مدیرعامل هلدینگ خلیج فارس، بر اساس …
پایگاه خبری و تحلیلی اقتصاد و بیمه اخبار ، مجامع و تحلیل بورس ، بانک و بیمه