🔸 اقتصاد ریاضی انتقادی میکوشد تا پایههای نظری مدلهای اقتصادی را از دیدگاه منطق و فلسفه علم بازنگری کند. در این نگاه، بسیاری از اختلافها در سیاستگذاری اقتصادی نه بهدلیل دادهها یا اهداف متفاوت، بلکه بهخاطر پیشفرضهای پنهان ریاضی و منطقی در مدلهاست. بنابراین، بهجای اصلاح نتایج، باید زبان و ساختار مدلسازی را بازطراحی کرد تا با واقعیتهای انسانی و نهادی هماهنگتر شود.
🔸 در این رویکرد، منطق صوری و نظریه مدلها بهعنوان ابزارهایی برای آشکار کردن محدودیتهای چارچوبهای نئوکلاسیکی بهکار میروند؛ چارچوبهایی که بر مفاهیمی مانند تعادل، عقلانیت کامل و کارایی بازار استوارند. بررسی این مفاهیم در سطح مدلمحور نشان میدهد که بسیاری از منازعات میان مکاتب اقتصادی – از کینزی تا پولگرایی – در حقیقت ریشه در تفاوتهای ساختاری مدلها دارند، نه صرفاً در تفسیر دادههای تجربی.
🔸 نتیجه این دیدگاه آن است که سیاست اقتصادی نباید تنها به مدلهای کمی تکیه کند، بلکه باید ارتباط میان منطق نظری و بستر اجتماعی تصمیمها را نیز در نظر گیرد. چنین نگاهی، اقتصاد را از علم پیشبینی به علمی برای فهم و تبیین روابط انسانی در قالبی ریاضی تبدیل میکند.
پایگاه خبری و تحلیلی اقتصاد و بیمه اخبار ، مجامع و تحلیل بورس ، بانک و بیمه